دوران نقاهت
نوژای ناناز مامان خداروشکر که حالت این روزا بهتره و مشغول بازی و البته شیطنت های بچه گانه ات هستی و من خدارو هزاران بار شکر می کنم که دوباره مثل قبل خوب وسر حال هستی ..
.
.
عزیزم تو این بیماری که داشتی و رفع شد خیلی سفارش غذا میدادی .خدایی که هرچی هم میگفتی والانم میگی عزیز برات درست میکنه..
.
.
عزیز ازت میپرسید نوژا چی برات درست کنم؟ میگفتی : مغ بده( یعنی مرغ بده.عزیز هم برات سریع کباب میکرد وشما هم نوش جان میکردی.یا میگفتی: کو کو.
خیلی به کوکو علاقه پیدا کردی و روزی هزاران بار میگی که برات درست کنیم.
.
.
خاله هلاله ٥ شنبه اومد دیدنت و برات بسته ژله های آماده آورده بود خیلی دوست داشتی و روزی ٨ تا میخوری .دیشب هم کلی گریه کردی چون ژله هات تموم شده بود .ساعت ١١ شب رفتیم و برات خریدیم.
.
.
دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را
در انحصار قطره های اشک نبینم
و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد
دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم
و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم
دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد
همیشه از حرارت عشق گرم باشد
و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم
من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند
برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم
که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند
و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی
پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند
امیییییییییییین


دوران نقاهت
