کارهای جدید 2وخاطره ی شب تاسوعا
نوژای عزیزم باید بدونی که مامانت به اخبار ومسائل روز خیلی اهمیت میده وکلا اخبار رو میبیم مخصوصا 20:30 رو خیلی دوست دارم وسعی میکنم که همیشه ببینم وبرنامه هامو جوری تنظیم میکنم که ساعت 8:30 دیگه به اخبارم برسم.پای تی وی نشسته بودیم که داشت کربلا رو نشون میداد وسیل عظیم زائر هارو که پای پیاده دارن میرن کربلا ودسته جات سینه زنی و نوحه.شما پشتت به تی وی بود یکدفعه برگشتی به سمت تی وی وشروع کردی به سینه زدن.اینقدر ذوق کردم که نگو اشک تو چشمام جمع شد .شب تاسوعا هم که بردمت بیرون وقتی دسته های عزاداری رو میدیدی ذوق میکردی و دست میزدی من کلی خندم گرفته بود ودائم بهت میگفتم :مامان سینه بزن دست نزن ولی شما ازصدای طبل وزنجیر خوشت اومده بود ومدام دست میزدی وجیغ خوشحالی.من که یک کم هم خجالت زده شده بودم چون همه من وشما رو نگاه میکردند دست بکار شدم ودستتو گرفتم وبردم طرف سینه ات.بهت گفتم :مامان اینجوری سینه بزن.وشما هم یکی درمیون دست مییزدی و سینه.ولی امشب با دیدن این صحنه از تی وی و حرکت شما فهمیدم که ماشاله گل دخترم دیگه فرق بین آهنگ رقص دار و نوحه رو خوب فهمیده ودرک کرده.این حرکتت باعث شد که خاطره ی شب تاسوعا هم برام یادآوری بشه وبرات بنویسم


کارهای جدید 2وخاطره ی شب تاسوعا
