نوژاجوني وروزمادر1
سلام خانم قشنگم.خيلي ديگه وقت نميكنم كه برات پست جديدبذارم ميدوني آخه خيلي مشغله كاريم زيادشده اما مي ارزه .دوري ازشما برام سخته اما ميدونم كه كسايي بهتراز من هستن كه مراقبت هستن .اين هفته دخترگلي بودي 5شنبه خونه مامان فاطمه بوديم .متاسفانه مامان حالشون زياد خوب نبودكمردردداشت وازدردحتي گريه ميكرد يك لحظه پشيمون شدم كه چرا اصلا اومدم خونشون .قراربود خاله ها روزشنبه بيان خونه مامان كادو بديم باهم پول گذاشتيم و1گوشي سامسونگ براشون خريديم.مامان فاطمه براي شما كالاسكه خريده بودهمه فكرميكرديم اگه كه بشيني توش گريه ميكني اما اينطورنشدوكلي ذوق ميكردي باهم رفتيم پارک وشما حسابي خسته شدي.جمعه هم مامان گلم بااينكه خيلي دردداشت بردت حموم.اصلا گريه نكر...
نویسنده :
مامان حسنیه
23:39








